گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

40

كورشنامه ( فارسى )

يافته است ناگهان بر وى بتازى يا چنين وانمود كنى كه در حال فرار هستى و كارى كنى كه به تعاقبت بپردازد و چون او را به محل نامناسبى كشاندى يكباره بر سرش بتازى و صفوفش را پراكنده سازى . اما اى فرزند ، حال كه تو مىخواهى كليهء فنون رزمى و حيله‌هاى جنگى را بياموزى نبايد به آنچه آموخته‌اى اكتفا نمايى ، بلكه فرمان‌دهء لايق كسى است كه به هنگام ضرورت از اين قبيل تدابير از خود ابداع كند و در برابر دشمن صاحب ابتكار باشد . بايد مانند نوازندگان بود كه فن خود را محدود به آنچه آموخته‌اند نمىنمايند ، بلكه پيوسته درصدد تنظيم و پرداختن آهنگ‌هاى جديد و وزن‌هاى ابتكارى هستند . و به همان قرار كه در موسيقى تصانيف جديد مورد پسند و اقبال عامه است ، در جنگ‌ها نيز ابداعات جديد داراى ارزش بيشترى است زيرا بهتر دشمن را فريب مىدهد . گذشته از اين ، اگر حيله‌ها و تدابيرى را كه براى به دام انداختن و گرفتار كردن حيوانات در صحنهء شكار به‌كار مىبردى در ميدان مبارزه عليه آدميان به‌كار برى ، آيا اطمينان ندارى كه بر دشمنانت فايق خواهى شد ؟ به ياد دارم كه بعضى شب‌هاى سرد زمستان از خواب برمىخاستى و به شكار پرندگان مىشتافتى و قبل از طليعهء صبح و بيدارى مرغان سحرى دام خود را مىگستراندى و گرفتارشان مىساختى . سعى مىكردى دام خود را در نقاطى كه مايل هستى آنان را بكشانى بگسترانى ، احتياط مىكردى كه جاى پايت روى زمين نماند تا به وجود آدمىزاد پى نبرند . براى منظور خود پرندگانى را تربيت كرده بودى و به وسيلهء آنان ديگر حيوانات را فريب مىدادى . سپس خود را در كمينگاهى مخفى مىساختى و با تردستى ، همين‌كه مىخواستند پرواز كنند ، بند را مىكشيدى و محبوسشان مىساختى . براى شكار خرگوشان كه شب مىچرند و روزها در گوشه‌اى استراحت مىكنند ، سگانى تربيت كرده بودى كه به قوهء شامهء خود در پى صيد مىدويدند و از پناهگاهشان خارج مىكردند ، و چون اين حيوانات تيزدو بودند سگان شكارى ديگرى در اختيار خود داشتى كه در دويدن چالاك بودند ، آنها را به تعاقبشان مىفرستادى و خود در كمين مىنشستى و دام مىانداختى تا حيوانات فرارى در تاروپود آن گرفتار شوند و باز براى اين‌كه نتوانند از كنار دام فرار كنند قراولانى مىگماردى ، سپس خود تو كه در پى شكار مىدويدى نعره مىكشيدى تا حيوان گيج شود و به دام بيفتد . مع ذلك به ملازمان خود دستور سكوت مىدادى تا بتوانند حيوان را غافل‌گير كنند . من اطمينان دارم اگر با همين فراست و چابكى به تعاقب دشمنان بپردازى هيچ‌يك از حريفانت از بند نجات نخواهند يافت . برخى از اوقات كارزار در روز روشن و در زمين هموار اتفاق مىافتد . و طرفين به انواع سلاح‌ها مسلح‌اند . در اين صحنه برد با حريفى خواهد بود كه سربازانش در تمرين‌هاى بدنى ماهرتر و چابك‌تر و روحشان قوىتر و در تعاليم حربى مهارت و سابقهء بيشترى داشته باشند . نبايد اين نكته را از نظر دور دارى كه كسانى كه زيردست تو و مطيع امر تو هستند انتظار دارند كه